تبلیغات
شهدادب - مطالب آذر 1394

این جهان فنجان

زندگی چون چایی 

عشق چون حبه قند

که اگر حل نشود در دل چایی 

زندگی تلخ شود

و اگر حل شود اندر دل چایی

زندگی شیرین است

و اگر لعل لعبت بر لب فنجان برسد

لب تو قند شود،

وآن زمان است که فنجان در دست همه زندگی را می نوشی .





تاریخ : شنبه 21 آذر 1394 | 03:26 ب.ظ | نویسنده : شرافتی |

21آذر سالروز درگذشت بانوی سخنور « نیمتاج سلماسی»



وجود شاعران و هنرمندان در  هر  جامعه ای نشان از بالندگی فکر و اندیشۀ  آن جامعه است ، انسان های متفکّر و اندیشه ور  سرمایه های یک جامعه اند مخصوصا در زمان حال  که  امور مادّی سیطره اش را در تمام شئونات زندگی افراد گسترش داده است و هر کس از مال دنیا بهره بیشتری داشته باشد از افراد محترم به حساب می آید.
ارزش گذاشتن به فرهنگ و هنر بیش از هر زمانی لازم است کالاهای فرهنگی در سبد خرید خانواده ها یا جایی ندارد یا خیلی کم ، فزهنگ و هنر مهجور و مظلوم مانده اند. حال مقصّر کیست بماند همۀ ما نسبت به فرهنگ وظیفه داریم یکی از مؤلّفه های فرهنگ ، حوزۀ شعر و شاعری است .شاعران روح انسان را لطافت می بخشند .دردها را با زبان شعر بیان می کنند انسان را به حرکت وا می دارند به هیجان می آورند . مقام شاعر والاست جایگاه شاعری رفیع است یکی از راههای تکریم شاعران شناخت آن هاست .افراد جامعه باید نسبت به اهالی فرهنگ نگرش مثبت داشته و علاقه مندی نشان دهند یک سوال: آیا الآن افراد پولدار بیشتر شناخته تر هستند یا اصحاب فرهنگ و هنر؟؟؟
 یک نفر در سطح شهر یک ماشین مدل بالا و گران قیمتی خریده فوری خبرش دهان به دهان می چرخد و نقل محافل می شود امّا یک فرد که کتابی نوشته یا دیوان شعرش را چاپ کرده یا در نمایشگاه آثار هنریش را به نمایش گذاشته افراد کمی میدانند این درد است معضل است جامعه ای که به فرهنگ حالت خنثی داشته باشد از درون تهی است.سخن گفتن از شاعری که تنها دو شعر از او در دست است کار بسی دشوار است وتحقیق دربارۀ شاعری که درمنابع مختلف چیزی غیراز چند جملۀ تکراری دربارۀ وی وجود ندارد ؛ تقریباً ناممکن است سخن از بانو نیمتاج سلماسی است بانو نیمتاج شاعری است که نام وی در کتب مربوط یه شاعران معاصر ومشروطه آمده است والبته در همه آنها اطلاعات مختصر واندکی در اختیار خواننده قرار می گیرد.
  مقالۀ حاضر در رابطه با شاعر گرانقدر نیمتاج سلماسی است شاعری که خیلی از شاعران بزرگ را به تحیّر واداشته است آیا حقّ این شاعر بزرگ همین است که فقط یک تندیس در خروجی شهر داشته باشدنیمتاج افتخار شهر است مگر چند نفر مثل نیمتاج داریم؟
و جالب اینکه از اهالی همان محل که می پرسی این تندیسِ کیست نمی دانند...
نام پرآوازۀ نیمتاج نیز در دیوان شهریار به خوبی به چشم می خورد ایشان در شعر خوددرمورد این بانو چنین سخن  می گوید:
غزل سرای لطیفی است در خوی آغاسی  
چنان كه گنج نهـــان نیمتاج سلمـــــــاسی

اینجا وظیفۀ مسئولین بیشتر احساس می شود قبلاً که از تندیس خبری نبود یک قدم خوب برداشته شد
 ان شاالله گام های بیشتری دراین راستا برداشته شود .
 پیشنهاد می شود:

  • شورای شهر خیابانی را در سطح شهر به نام این شاعر نامگذاری نماید.
  •  برگزاری مراسم گرامیداشت توسط مسئولین اداره ارشاد به صورت سالیانه
  • دبیران ادبیات اهتمام بیشتری از خود در جهت شناساندن این شاعر ( گنج نهان )داشته باشند .
  • نامگذاری برخی اماکن فرهنگی به نام نیمتاج چه دولتی و خصوصی
 وهرگونه اقدام مفیدی در این رابطه .
                     

درفرجام  ، مقاله را با غزلی  به نام « کاوه» از زنده یاد نیمتاج لکستانی مزیّن می کنیم.
                   

به قلم : آقای احمد عابدی دبیر فرهیخته ی ادبیات

ادامه مطلب برچسب ها: 21 آذر درگذشت نیمتاج سلماسی، شاعر سلماسی، مقاله ای از جناب عابدی بزرگوار، درکوران فراموشی، حق ادا نشده ی شاعر لکستانی،

تاریخ : جمعه 20 آذر 1394 | 03:39 ب.ظ | نویسنده : شرافتی | نظرات

تنها کسی که قلبت را نخواهد شکست؛

همان کسی است که آن را ساخته است؛

پس همیشه فقط به خدا تکیه کن ...




تاریخ : دوشنبه 2 آذر 1394 | 06:53 ق.ظ | نویسنده : شرافتی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.