تبلیغات
شهدادب - مطالب ابر منبع:برگرفته از وب وینا


در پست گذشته گفتیم که استعاره از تشبیه ساخته می شود با این تفاوت که تشبیه آن قدر فشرده می شود که همه ی پایه های آن حذف می گردد و فقط یک پایه (مشبه به) باقی می ماند؛ مثل: ماه من از سفر آمد .

(ماه) استعاره از یار زیباروست.  و گفتیم که برای تشخیص استعاره باید قرینه هایی در جمله و گفتار باشد تا بتوان معنای مجازی را از معنای حقیقی تشخیص داد .

در همان عبارت بالا ، آوردن واژگان :ازسفر آمدن و این که آن ماه از من است نه کس دیگر می تواند قرینه های کلمه ی استعاره باشد .

به یاد دارید که اگر در استعاره (مشبه به) باقی مانده باشد به آن استعاره ی آشکار یا مصرحه گویند.

اکنون به نوع دیگر استعاره می پردازیم.

اگر (مشبه ) باقی بماند و بقیه ارکان حذف شود به شرطی که باز هم قرینه هایی در

 جمله بیاید که آن قرینه مربوط به مشبه بهی باشد  که حذف شده است ، در این

 صورت استعاره  نام  دیگری پیدا می کند که استعاره ی پنهان یا مکنیه است.

این نوع استعاره همان است که به نام (تشخیص و جان بخشی ) می شناسیم.

به جمله ی تشبیهی زیر توجه کنید:

گل   مانند انسانی است که با من سخن می گوید.

در این عبارت (گل ) که مشبه است به انسان سخن گو مانند شده .وقتی که همه ی

 پایه ها حذف شود و (مشبه=گل ) باقی بماند به شرطی که آن ویژگی های و صفات مر

 بوط به مشبه به حذف شده را بیاوریم، استعاره پنهان است :

گل با من سخن گفت و شادی کرد و از من خواست که هر روز به او سر بزنم  و مراقب گل

 برگهایش باشم به موقع در برابر نور افتاب قرارش دهم و...

  می بینیم که گل واقعا به سخن نیامده و ما با تخیل خود،او را به انسانی تشبیه کردیم

 که حرف می زند احساس غم و شادی دارد و...  .

مثال دیگر:

درختان دستهای خود را به آسمان بلند کرده،دعا می خوانند.

این جمله استعاره ی پنهان دارد.درختان به انسانی که دست بلند کرده تشبیه

 شده.هر چند در جمله کلمه ی (انسان)نیامده ولی از (دست و دعا)  متوجه شدیم.

(دقت کنید درخت به دست تشبیه نشده، به انسان تشبیه شده)

مثال دیگر:

خورشید به روی آسمان لبخند زد و گیسوان طلایی خود را شانه زد.

باز هم در این جمله خورشید به دختری با گیسوان طلایی تشبیه شده که فقط

 از (گیسوان طلایی.لبخند زدن.شانه کردن)متوجه شدیم که به انسانی تشبیه

شده هر چند  واژه ی انسان نیامده باشد.

یاد آوری این نکته هم لازم است که اگر در این نوع استعاره به انسان و ملایمات

 و قرینه های مربوط به انسان اشاره شده باشد استعاره ی مکنیه و پنهان ما

 تشخیص و جان بخشی است ولی اگر به پدیده های دیگر تشبیه شده باشد بالکنایه و

 مکنیه گویند؛

مثال:

حرص و آز چنگال های خود را در قلب انسان حریص فرو برده است.

در این عبارت ،حرص و طمع به گرگ یا حیوان درنده ای تشبیه شده که چنگال

 دارد.هر چند در این مثال واژه ی گرگ نیامده باشد.

مثال دیگر:

عقل و دانش بالهای خود را برای دوستدار خود می گشاید.

در این نمونه هم عقل به پرنده ای انند شده که بال دارد. بال از لوازم پرنده

 است. در این جا هم دقت کنید که واژه ی پرنده  به کار نرفته و ما از (بال)

 فهمیدیم که عقل به پرنده تشبیه شده است.

می دانید که اگر نویسنده (پرنده) را هم در جمله می آورد و می گفت عقل

 مانند پرنده بال دارد و ... دیگر تشبیه بود نه استعاره و زیبایی دل انگیز خود را از

 دست می داد.

 




ادامه مطلب برچسب ها: آرایه ادبی، استعاره، استعاره ی مکنیه یا پنهان، منبع:برگرفته از وب وینا،

تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 08:28 ق.ظ | نویسنده : شرافتی |

استعاره در لغت به معنای عاریه خواستن لغتی به جای لغتی دیگر است.در استعاره واژه ای به جای واژه ی دیگر به علاقه ی مشابهت به کار می رود.
استعاره نوعی از مجاز است .البته از تشبیه هم بیرون می آید و آن زمانی است که همه ی پایه های تشبیه جز مشبه به  حذف شودکه به آن مشبه به استعاره گویند.

ژرف ساخت و زیر بنای هر استعاره یک جمله ی تشبیهی است.به جمله ی زیر توجه کنید:

قد و قامتش        مانند             سرو            بلند بود.
مشبه          ادات تشبیه       مشبه به       وجه شبه

حال تشبیه بالا را فشرده تر می کنیم تا از آن فقط مشبه به باقی بماند ولی دراین صورت باید در جمله ی ما قرینه هایی به کار رود که ذهن خواننده را از معنای حقیقی و اصلی منصرف کند و به معنای مجازی ان راهنمایی کند.

اگر در تشبیه بالا همه ی پایه ها حذف شود و بگوییم :  سروی را دیدم؛ خواننده مقصود اصلی نویسنده را در نخواهد یافت که آیا منظورش همان سرو در باغ است یا رفیق و یارش .بنابراین نیاز به قرینه هایی است که منظور مشخص شود :

سروی را دیدم که با ناز راه می رفت.
در این جا سرو استعاره از  بلند قامتی انسانی است.

به قرینه هایی که در عبارت آمده قرینه ی صارفه گویند. به مثال های زیر توجه کنید:

شیری را در جبهه ی جنگ دیدم که با دشمنان اسلام مبارزه می کرد.(شیر:استعاره از رزمنده شجاع)
دریایی مشغول سخنرانی بود.(دریا: استعاره از دانشمند توانا)
گلی گم کرده ام می جویم آن را // به هر گل می رسم می بویم آن را // گل من یک نشانی در بدن داشت
گل: استعاره از شخص عزیز

بتی دارم که گرد گل  ز سنبل سایه بان دارد        بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

بت :استعاره از یار زیبا
گل : استعاره از صورت زیبا
سنبل : استعاره از موی
می خواهد بگوید  موی و گیسوان یار من در اطراف صورت زیبا و گلگونش قرار گرفته است.

آیا می توانید استعاره را در مثال های زیر تشخیص دهید؟
1-شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد                  و آن سیم برم آمد و آن کان زرم آمد (مولوی)
2-مرا در خانه سروی هست کاندر سایه ی قدش    فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم (حافظ)
3-تا تو را جای شد ای سرو روان در دل من             هیچ کس می نپسندم که به جای تو بود(سعدی)

 این نوع از انواع استعاره را استعاره ی آشکار یا مصرّحه می گویند.



 
ادامه مطلب

طبقه بندی: دانش های زبانی وادبی،
برچسب ها: آرایه های ادبی، استعاره، استعاره مصرحه/آشکار، منبع:برگرفته از وب وینا،

تاریخ : جمعه 25 فروردین 1396 | 07:35 ق.ظ | نویسنده : شرافتی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.